ه‍.ش. ۱۳۹۳ آذر ۲۹, شنبه

دوستانی بهتر از آب روان

یکی دو هفته‌ی سخت برای خانواده‌ی ما گذشت.
تو این مدت فهمیدم مردم چقدر مهربون و خوبن.
درسته که ما تو این شهر به ظاهر غریبیم ولی دوستانی داریم که از فامیل به ما نزدیک‌ترن.
دوستانی که دل‌هایی به بزرگی دریا دارن و محبتی به اندازه‌ی تمام دنیا و به قول سهراب، دوستانی بهتر از آب روان.
من خودم هیچ‌وقت نتونستم اینطوری باشم. این جور وقت‌ها آدم بد بودن خودش رو کاملا احساس می‌کنه.
این که افرادی بی دریغ به تو محبت کنن و زندگیشون رو برای راحتی تو دشوار کنن نشون می‌ده که چقدر دل‌های بزرگی دارن.
باور کن آدمای خوب تو این دنیا خیلی زیادن.
اگر گاهی این مسأله رو فراموش می‌کنیم شاید از تنگ نظری و بد بودن خودمون باشه.

از همه‌ی شماها به خاطر محبت‌هاتون ممنونم.
ای کاش من هم بتونم مثل شما باشم...

ه‍.ش. ۱۳۹۳ مهر ۱۹, شنبه

روابط انسانی

برایم هیچ چیز سخت‌تر از فهمیدن روابط انسانی نیست.
گیاهان، حیوانات و ماشین‌ها را - با این که زبانشان را نمی‌دانم - بهتر می‌فهمم.

با این حال از بین انسان‌ها بچه‌ها را دوست دارم.
بر خلاف بزرگ‌ترها ساده و بی‌آلایش‌اند.
دوست داشتنشان واقعی است، خنده‌شان از ته دل است و گریه‌شان از ناراحتی است.
در هر لحظه همانی هستند که می‌بینی؛ فکر، حرف و عملشان یکی است.

ای کاش مردم ساده‌تر بودند...

ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۱۰, سه‌شنبه

کوله‌پشتی

دوست دارم همیشه همه‌ی زندگیم اینقدر کوچیک باشه که بتونم هر وقت خواستم کُلّش رو بذارم تو یه کوله‌پشتی و هر جا که خواستم برم.

ه‍.ش. ۱۳۹۳ اردیبهشت ۳, چهارشنبه

یعنی سه سال شد؟!


یعنی سه ساله که از نوشتن اولین پست وبلاگم می‌گذره؟
عجب!!!
جالبه‌ها، یه روز تصمیم می‌گیری کاری رو شروع کنی، بعدها از این که چند ساله بهش دل بستی و داری اون کار رو انجام می‌دی شگفت زده می‌شی.
یادمه اولین روز وضعیت روحی خوبی نداشتم. بیشتر واسه این که خودم رو آروم کنم می‌نوشتم.
حالا بعد سه سال از لحاظ روحی بد نیستم ولی بازم بیشتر واسه این که خودم رو آروم کنم می‌نویسم!
البته جدیدا سعی می‌کنم زیاد چرت و پرت نگم، واسه همینم هست که گاهی حتی چند ماه پست جدید نمی‌ذارم!!!

این سه سال واسه من سال‌های خوب و پر از کسب تجربه بود.
فکر می‌کنم مهم‌ترین تجربه واسم شناختن بیشتر خودم بوده.
آدما تو ذهنشون تصوراتی از خودشون دارن که به نظرم بیشتر آرزوهایی در مورد شخصیت خودشونه.
معمولا تو شرایط واقعی اونطور که فکر می‌کنن نمی‌تونن رفتار کنن.
قرار گرفتن تو شرایط مختلف و کسب تجربه باعث می‌شه آدم بیشتر خودش رو بشناسه.
این شناخت، به تلاش در جهت اصلاح رفتار و انطباق شخصیت با تصورات ذهنی آدم از خودش و رسیدن به شخصیت آرمانیش کمک می‌کنه.
و البته زندگی مثل بازیه که هر چی بیشتر تکرار بشه، در صورت تلاش برای بهتر بودن، مهارت بیشتری تو انجامش کسب می‌شه.
هر چی تجربه و تلاش برای یادگیری و رفع مشکلات بیشتر باشه، توانایی برای ساختن روزهای بهتر بیشتر خواهد شد.

به امید روزهای بهتر برای همه...

ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۳۱, یکشنبه

بهشت را دیده‌ام

من بهشت را دیده‌ام:
گرم و امن است.
در آن تمام غم‌ها فراموش می‌شوند.
آرامشی دارد که هیچ جای دیگر نمی‌توان تجربه کرد.
من بهشت را در آغوش مادرم دیده‌ام.
مادرم، روزت مبارک باد.