رد شدن به محتوای اصلی

سرشت

اندازه، نسبت به چه چیزی؟ نمی‌فهمم. چرا ما باید مبدأ اندازه‌گیری باشیم؟ کوچک، بزرگ... چه تفاوتی دارد؟ ما با الکترون‌ها چه تفاوتی داریم؟

می‌گویند الکترون رفتار دوگانه‌ای دارد: گاه موج، گاه ذره.

شاید ماهیت ما هم دوگانه باشد. شاید چیزی که هستیم حاصل اندازه‌گیری درنتیجه شرایط و انتخاب‌هایمان باشد.

شاید بر خلاف تصورمان، خود ما اجزای تشکیل دهنده ذرات دنیای بزرگ‌تری باشیم.


نمی‌دانم، نمی‌فهمم. اما سرشت من هر چه که باشد یک چیز را می‌دانم: از موسیقی لذت می‌برم، از دیدن طبیعت لذت می‌برم، از تفکر...

فکر می‌کنم، پس هستم و تا وقتی که هستم از بودن لذت می‌برم!

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

صخره‌نورد خسته

حس صخره‌نوردی رو دارم که با گرفتن دیواره و سنگ‌ها خودش رو به بالاهای صخره رسوند ولی دیگه رمقی برای گرفتن دیواره براش نمونده بود. تمام نگاهش به این بود که شاید یک ریسمان اون بالاها پیدا کنه که بتونه بهش چنگ بزنه ولی یهو یه سنگ از بالا زدن تو صورتش و پرتش کردن پایین!

فانوس

در ظلمت شب‌های بیابان هر بار از دور نور فانوسی را می‌بینم. به امید یافتن همراه به سمت نور می‌روم، اما هیچ هم‌مسیری نمی‌یابم. تنها دمی با فانوس‌به‌دستان هم‌صحبت می‌شوم. آن‌ها که خوبند پس از جدایی تکه‌ای از قلب مرا با خود می‌برند و ظالمان خاری در بدنم فرو می‌کنند. تو چه دانی که اولی دردناک‌تر است؟ در ظلمت بیابان قلبم تکه تکه و تنم پر از خار شده است. کاش فانوسی داشتم.

پاک‌کن خاطرات

کاش یه پاک‌کن داشتم، باهاش قسمت‌هایی از زندگیم رو پاک میکردم. خیلی بده که آدم بعضی وقت‌ها فکر میکنه همه چیز همونطور که هست باقی میمونه و کارایی رو انجام میده که بعدا با عوض شدن شرایط باعث پشیمونیش میشه. ما که معلوم نیست حتی یه لحظه دیگه زنده خواهیم بود یا نه، چطور میتونیم به شرایط اعتماد کنیم و قوانین خودمون یا اعتقاداتمون رو زیر پا بذاریم؟ چطور میتونیم به آینده و رفع شدن مشکلات و توجیه شدن رفتار خودمون اعتماد کنیم؟ در حالی که هرگز معلوم نیست حتی آینده‌ای وجود داشته باشه. یه پاک‌کن میخوام. یه پاک‌کن خاطرات. پاک‌کنی که قسمت‌هایی از زندگیم رو پاک کنه. شما جایی از این پاک‌کن‌ها سراغ ندارید؟ خیلی دارم زجر میکشم.