۱۳۹۴ اردیبهشت ۴, جمعه

چهارمین برگ از دفترم

امروز چهارمین برگ از این دفتر هم ورق خورد.
چهار سال... و هنوز هم این شعر مریم حیدرزاده، با صدای زنده‌یاد ناصر عبداللهی همدم لحظه‌های تنهایی من است:

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره
وقتی آهسته غروب تو خونه پا میذاره
وقتی هر لحظه نسیم توی باغچه ها میاد
توی خاک گلدونا بذر حسرت میکاره
وقتی شبنم میشینه رو غبار جاده ها
وقتی هر خاطره ای تورو یادم میاره
وقتی توی آینه خودمو گم میکنم
میدونم که لحظه هام رنگ آبی نداره
تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره
تازه احساس میکنم که چشام بارونیه
پشت این پنجره ها داره بارون میباره