رد شدن به محتوای اصلی

خلوتی می‌خواهم این‌جا

خلوتی می‌خواهم این‌جا
من و او، تنهای تنها
در اتاقی سرد و تاریک
آسمان از سقف پیدا
تا بسوزانم به ناله
از زمین تا آسمان‌ها

که چه کردم،
من چه کردم،
در همه روز و شبی که
تا به این حد صبر کردم،
کین بود آخر جزایم؟

ای خدایم!
من نه هرگز از تو نالم
از دل دیوانه نالم
از خودم، از آشنایان،
از دروغ‌گویان، دو رویان

ای خدایم!
تا به کی مانم در این‌جا؟
گر که بیش از این بمانم
آه من سوزد جهان را

تو بزرگی، به بزرگی
به همان لطفی که کردی
به همان قدرت که با آن
آفریدی روح و هستی
حفظ کن هر آن که برده
بویی از یکتا پرستی

کین درندگان نادان
که ندانند قدر یاران
که به هر بادی به سمتی
روی گردانند آسان
گر دهی یک لحظه فرصت
پاک گردانند نیکی،
اعتماد و حق و مردی
از تمام روزگاران

حامد عبدی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

صخره‌نورد خسته

حس صخره‌نوردی رو دارم که با گرفتن دیواره و سنگ‌ها خودش رو به بالاهای صخره رسوند ولی دیگه رمقی برای گرفتن دیواره براش نمونده بود. تمام نگاهش به این بود که شاید یک ریسمان اون بالاها پیدا کنه که بتونه بهش چنگ بزنه ولی یهو یه سنگ از بالا زدن تو صورتش و پرتش کردن پایین!

دفترچه خاطرات

منم دفترچه خاطراتی واسه خودم دارم. ولی نه گوشه‌ی کمد قایمش کرده‌م، نه از این که دیگران بخوننش ناراحت می‌شم. این‌جا دفترچه خاطرات منه. واستون باز گذاشتمش تا بخونیدش و از هر چیزیش که خوب بود استفاده کنین و جاییش که بد بود رو تکرار نکنین. نوشتنش واسه من آرامش و ثبت خاطرات و واسه شما مرور تجربیات یه نفر دیگه‌ست. در نهایت شما من رو بیشتر خواهید شناخت ولی من ممکنه هرگز تو زندگیم شما رو نبینم. فقط ازتون خواهشی دارم: هیچ‌وقت اونو تفسیر و راجع به من قضاوت نکنین. اگر گاهی پای این دفترچه یادداشتی بنویسید، از خوندن نظرتون و این که میفهمم حرفامو خوندین و تنها نیستم، خوشحال می‌شم. ممنون.