رد شدن به محتوای اصلی

اولین پرش برای شروع یک پرواز...

ساعت ۲۴:۱۵ تاریخ ۱۳۹۰/۲/۳ تو خوابگاه دانشگاه بیرجند، نوشتن اولین پست تو اولین وبلاگم رو دارم شروع می کنم.
 نمی خوام واسه کسی بنویسم. فقط واسه دل خودم. واسه همین شاید نوشته هام هیچ قاعده ای نداشته باشن.
آزاد از همه جا، همه چیز و همه کس...
اسمشو گذاشتم پرواز به بی نهایت. چیزی که همیشه آرزوشو دارم.
تو دنیای آدما دنبال چیزایی بودم که هیچ وقت پیداشون نکردم.
هر چی می گذره بیشتر از این جا بیزار می شم.
حتی از خودم! چیزایی که دوست داشتمو تو خودمم پیدا نکردم!
به این جا که میرسه، فقط یه راه می مونه. پرواز رو به بالا. تا بی نهایت...
شاید این وبلاگ کمکی باشه واسه آروم شدنم...

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

صخره‌نورد خسته

حس صخره‌نوردی رو دارم که با گرفتن دیواره و سنگ‌ها خودش رو به بالاهای صخره رسوند ولی دیگه رمقی برای گرفتن دیواره براش نمونده بود. تمام نگاهش به این بود که شاید یک ریسمان اون بالاها پیدا کنه که بتونه بهش چنگ بزنه ولی یهو یه سنگ از بالا زدن تو صورتش و پرتش کردن پایین!

دفترچه خاطرات

منم دفترچه خاطراتی واسه خودم دارم. ولی نه گوشه‌ی کمد قایمش کرده‌م، نه از این که دیگران بخوننش ناراحت می‌شم. این‌جا دفترچه خاطرات منه. واستون باز گذاشتمش تا بخونیدش و از هر چیزیش که خوب بود استفاده کنین و جاییش که بد بود رو تکرار نکنین. نوشتنش واسه من آرامش و ثبت خاطرات و واسه شما مرور تجربیات یه نفر دیگه‌ست. در نهایت شما من رو بیشتر خواهید شناخت ولی من ممکنه هرگز تو زندگیم شما رو نبینم. فقط ازتون خواهشی دارم: هیچ‌وقت اونو تفسیر و راجع به من قضاوت نکنین. اگر گاهی پای این دفترچه یادداشتی بنویسید، از خوندن نظرتون و این که میفهمم حرفامو خوندین و تنها نیستم، خوشحال می‌شم. ممنون.