رد شدن به محتوای اصلی

مهربان من!

بوی گل‌های درخت اقاقیا، صدای آواز پرندگان، طلوع زیبای خورشید و حتی تلاش مورچه‌ای برای جمع کردن غذا ...
زندگی زیبا نیست؟
زندگی زیباست تا وقتی چشمانم می‌بینند.
تا وقتی می‌توانم زیبایی‌هایی که آفریده‌ای را ببینم.
و اگر نتوانم ببینم؟
کافیست بتوانم بیاندیشم.
تا وقتی قدرت فکر کردن دارم.
بیاندیشم... 
به تو...
تویی که همیشه خود را از من پنهان کردی!
قلبم و فکرم از آن توست.
هیچ وقت تو را ندیده‌ام ولی...
هر لحظه می‌بینمت.
در بوی گل محمدی، در زیبایی گام‌های ظریف یک حشره.
در درختی که تنومند و مغرور ایستاده و تو را ستایش می‌کند.
به این امید زنده‌ام که روزی روی زیبایت را ببینم.
ببخش اگر به زبان زمینی‌ها صحبت می‌کنم.
جز این به من یاد نداده‌اند.
به من می‌آموزی،
زبان فرشتگانت را؟
تا شاید بتوانم آن گونه که لایق توست تو را ستایش کنم.
اما اکنون چه کنم؟!
وقتی به تو می‌اندیشم غوغایی در دلم برپا می‌شود
اگر حرف نزنم می‌ترکم!
تو آنقدر خوب و مهربانی که نمی‌توان از تو نگفت.
نمی‌توان به تو اندیشید و لب به ستایشت نگشود.
پس لطفا از من بپذیر
این نیایش کودکانه‌ام را...

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

صخره‌نورد خسته

حس صخره‌نوردی رو دارم که با گرفتن دیواره و سنگ‌ها خودش رو به بالاهای صخره رسوند ولی دیگه رمقی برای گرفتن دیواره براش نمونده بود. تمام نگاهش به این بود که شاید یک ریسمان اون بالاها پیدا کنه که بتونه بهش چنگ بزنه ولی یهو یه سنگ از بالا زدن تو صورتش و پرتش کردن پایین!

دفترچه خاطرات

منم دفترچه خاطراتی واسه خودم دارم. ولی نه گوشه‌ی کمد قایمش کرده‌م، نه از این که دیگران بخوننش ناراحت می‌شم. این‌جا دفترچه خاطرات منه. واستون باز گذاشتمش تا بخونیدش و از هر چیزیش که خوب بود استفاده کنین و جاییش که بد بود رو تکرار نکنین. نوشتنش واسه من آرامش و ثبت خاطرات و واسه شما مرور تجربیات یه نفر دیگه‌ست. در نهایت شما من رو بیشتر خواهید شناخت ولی من ممکنه هرگز تو زندگیم شما رو نبینم. فقط ازتون خواهشی دارم: هیچ‌وقت اونو تفسیر و راجع به من قضاوت نکنین. اگر گاهی پای این دفترچه یادداشتی بنویسید، از خوندن نظرتون و این که میفهمم حرفامو خوندین و تنها نیستم، خوشحال می‌شم. ممنون.