رد شدن به محتوای اصلی

کلبه‌ی خیالی

دو پست در یک روز نشونه‌ی افسردگی مفرطه!!!
گاهی دلم می‌گیره، نمی‌دونم چیکار کنم. فقط این‌جا آرومم می‌کنه.
مثل یه کلبه‌ی خیالیه که واسه خودم ساختم.
هر چند وقت یک بار میام تنها توش می‌شینم و واسه خودم حرف می‌زنم تا آروم بشم.
رهگذرا هم گاهی از پنجره‌ش یه نگاهی بهم می‌ندازن و می‌رن.
بعضیاشون می‌گن داشت حرف دل منو می‌زد، بعضیاشونم می‌گن عجب احمقیه. بقیه هم بی‌تفاوت بدون این‌که چیزی بگن فقط تصویری از من می‌بینن و رد می‌شن.
آدم نمی‌تونه احساس دیگران رو تا تو شرایط اونا قرار نگرفته درک کنه.

چند سالی هست، احساس می‌کنم افسرده شده‌م.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

صخره‌نورد خسته

حس صخره‌نوردی رو دارم که با گرفتن دیواره و سنگ‌ها خودش رو به بالاهای صخره رسوند ولی دیگه رمقی برای گرفتن دیواره براش نمونده بود. تمام نگاهش به این بود که شاید یک ریسمان اون بالاها پیدا کنه که بتونه بهش چنگ بزنه ولی یهو یه سنگ از بالا زدن تو صورتش و پرتش کردن پایین!

دفترچه خاطرات

منم دفترچه خاطراتی واسه خودم دارم. ولی نه گوشه‌ی کمد قایمش کرده‌م، نه از این که دیگران بخوننش ناراحت می‌شم. این‌جا دفترچه خاطرات منه. واستون باز گذاشتمش تا بخونیدش و از هر چیزیش که خوب بود استفاده کنین و جاییش که بد بود رو تکرار نکنین. نوشتنش واسه من آرامش و ثبت خاطرات و واسه شما مرور تجربیات یه نفر دیگه‌ست. در نهایت شما من رو بیشتر خواهید شناخت ولی من ممکنه هرگز تو زندگیم شما رو نبینم. فقط ازتون خواهشی دارم: هیچ‌وقت اونو تفسیر و راجع به من قضاوت نکنین. اگر گاهی پای این دفترچه یادداشتی بنویسید، از خوندن نظرتون و این که میفهمم حرفامو خوندین و تنها نیستم، خوشحال می‌شم. ممنون.