رد شدن به محتوای اصلی

سمپادی! روزت مبارک!

سلام سمپادی!
یادته اون روزا سخت‌ترین سوال ازمون این بود که کدوم مدرسه درس می‌خونی؟
نمی‌دونستیم چه جوابی بدیم!
اگه اسم مدرسه رو می‌گفتیم، بعد که می‌فهمیدن تیزهوشانه می‌گفتن «خوب از همون اول بگو تیزهوشان دیگه!»، از طرفی هم نگران بودیم بگیم تیزهوشان و طرف با خودش بگه «تو رو خدا ببین چه بی ظرفیته»!

من و تو دوستانی پیدا کردیم که چهار تا هفت سال با هم تو یک مدرسه بودیم.
دوستانی صمیمی که هر قدر هم ارتباطشون کم‌رنگ باشه، هیچ‌وقت از احوال هم بی‌خبر نیستن.
حس خوبیه سمپادی بودن.
یه حس مشترک، با خاطراتی مشترک.
سمپادی عزیز، روزت مبارک.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

صخره‌نورد خسته

حس صخره‌نوردی رو دارم که با گرفتن دیواره و سنگ‌ها خودش رو به بالاهای صخره رسوند ولی دیگه رمقی برای گرفتن دیواره براش نمونده بود. تمام نگاهش به این بود که شاید یک ریسمان اون بالاها پیدا کنه که بتونه بهش چنگ بزنه ولی یهو یه سنگ از بالا زدن تو صورتش و پرتش کردن پایین!

دفترچه خاطرات

منم دفترچه خاطراتی واسه خودم دارم. ولی نه گوشه‌ی کمد قایمش کرده‌م، نه از این که دیگران بخوننش ناراحت می‌شم. این‌جا دفترچه خاطرات منه. واستون باز گذاشتمش تا بخونیدش و از هر چیزیش که خوب بود استفاده کنین و جاییش که بد بود رو تکرار نکنین. نوشتنش واسه من آرامش و ثبت خاطرات و واسه شما مرور تجربیات یه نفر دیگه‌ست. در نهایت شما من رو بیشتر خواهید شناخت ولی من ممکنه هرگز تو زندگیم شما رو نبینم. فقط ازتون خواهشی دارم: هیچ‌وقت اونو تفسیر و راجع به من قضاوت نکنین. اگر گاهی پای این دفترچه یادداشتی بنویسید، از خوندن نظرتون و این که میفهمم حرفامو خوندین و تنها نیستم، خوشحال می‌شم. ممنون.