ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۴, شنبه

چه کار کنم؟!

بعضی وقت‌ها واقعا نمی‌دونم از دست بقیه چه کار باید بکنم!
نمی‌گم خودم خوبما! حتما خودمم خیلی رفتارا دارم که بقیه رو آزار می‌ده.
ولی یه سری چیزا هست که تحملش واسم سخته!
ببینین نظر شما چیه.

مثلا، تحمل آدمایی که:
منظم نیستن!
پاهاشون رو نمی‌شورن!
جوراب‌هاشون رو نمی‌شورن!
مسواک زدنشونم من باید یادشون بیارم تا شاید مسواک بزنن!
همیشه خوابن!
سیم مغزشون از شکمشون می‌گذره! و وقتی گرسنه می‌شن دیگه هیچی حالیشون نیست و از طرفی هدفشون و تمام تلاش زندگیشون در جهت پر کردن شکمشونه!
غرورشون رو به همه چیز ترجیح می‌دن!
سیم مغزشون از یه جای دیگه می‌گذره... شرمنده که بیشتر نمی‌تونم توضیح بدم!
به هیچ چیز اعتقاد ندارن!
در جهتی حرکت می‌کنن که به نفعشون باشه و جز منافعشون هیچ چیز دیگه‌ای واسشون مهم نیست!
واسه بالا رفتن خودشون جای این که تلاش کنن زیر آب بقیه رو می‌زنن! (اخیرا یکی از این نوع جانوران سعی کرد همچین کاری با من و دوستانم بکنه که خوشبختانه فقط باعث شد خودش خراب شه!)
وقتی می‌خوای باهاشون حرف بزنی پشت سر هم شروع به حرف زدن می‌کنن تا اجازه ندن حرفتو بزنی و حرف خودشون رو به کرسی بنشونن!
فکر می‌کنن همیشه فقط حرف خودشون درسته!
تنها فکرشون پوله!
عمدا حشرات یا حیوانات بی آزار رو از بین می‌برن یا آزار می‌دن!
بدتر از قبلی‌ها، به انسان‌ها هم رحم نمی‌کنن!
به حق خودشون راضی نیستن و همیشه دنبال این هستن که حقوق دیگران رو زیر پا بذارن!
هیچ کس جز خودشون واسشون مهم نیست!
همه‌ی کارها رو گردن بقیه می‌ندازن و فکر می‌کنن خیلی زرنگن!
امانت دار نیستن!
دروغ می‌گن!
...

مخصوصا این آخری، یعنی آدمایی که دروغ می‌گن منو دیوانه می‌کنن!
خیلی از دوستامو به خاطر این مورد آخر کلا کنار گذاشتم.

شاید بگین این طوری و با حساس بودن به این چیزا فقط زندگی رو واسه خودم عذاب آور می‌کنم ولی خیلی سعی کرده‌م. واقعا نمی‌تونم بعضی چیزا رو تحمل کنم.
هر چند، شاید خودم خیلی از این رفتارها رو داشته باشم.

البته یه مساله‌ی خیلی مهم هم هست:
هیچ انسانی کامل نیست...